آب و آتش

در شهریورماه 1359 صدام که از مدت ها قبل نقشه حمله به ایران را در سر می پروراند، تحولات داخلی ایران و انقلاب نوپای اسلامی را فرصتی برای دست اندازی به خاک مقدس ایران اسلامی دانست و از هوا و زمین به کشورمان یورش آورد. دیکتاتور معدوم عراق که در آن تاریخ از حمایت دولت های غربی و شرقی برخوردار بود فرمان تجاوز را با پاره کردن پیمان 1975 الجزایر در مقابل دوربین های تلویزیون صادر و ادعا کرد یک هفته دیگر در تهران خواهد بود؛ اگرچه در روزهای نخست تجاوز، ارتش عراق بدون مانع جدی در مرزها تا دروازه‌های اهواز و خرمشهر پیش آمد اما رؤیای رژیم بعث عراق و حامیانش برای پیروزی در جنگ تحمیلی با رشادت و ایثار ملت مسلمان ایران و با شجاعت و دلیری رزم‌آوران جان برکف که به ندای امام خمینی(ره) لبیک گفته بودند،خیلی زود پریشان و پس از8 سال مقاومت جانانه و دفاع مقدس نقشه های شوم دشمنان انقلاب اسلامی ،نقش بر آب شد. در طول این دوران آتش و خون پرسنل صنعت آبفا استان خوزستان نیز جان در طبق اخلاص نهاده و با الهام از رشادت های سقای دشت کربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع) در خط مقدم نبرد نگذاشتند جریان آبرسانی به رزمندگان اسلام متوقف شود و با اهدا چندین جانباز و 28 سقای شهید،صحنه هاي باشکوهی از ایثار و مجاهدت در صفحات تاریخ ثبت کردند. 

 آب و آتش




سقایان شهید

ساعت صفر شیمیایی

حمله شیمیایی عراق به تصفیه خانه آب خرمشهر به روایت شاهدان عینی
در تاریخ 21/1/66 ساعت 12 شب، مرکز تصفیه آب خرمشهر هدف بمباران شیمیایی قرار گرفت. در واقع یکی از اهداف حمله شیمیایی عراق ، مرکز تصفیه آب خرمشهر بود که از طریق آن کلیه رزمندگان، بیمارستان ها و مراکز مهم پشتیبانی آب رسانی می شدند. در این حمله غیر انسانی 10 تن از پرسنل، شهید و 12 تن به سختی مجروح شیمیایی شدند. دشمن بعثی در بمباران شیمیایی تصفیه خانه، از گازهای خردل و سیانور و ... استفاده کرده بود. اسدا... معمار باشی از جانبازان و شاهدان عینی حمله شیمیایی عراق به اداره آب خرمشهر در دادگاه کشور هلند، واقعه را این گونه شرح می دهد: حدوداً ساعت 12 شب بود، بچه ها در زیر زمین تاسیسات، در حال استراحت بودند با شروع حمله شیمیایی دشمن دو نفر از بچه های نگهبانی، روبروی درب خوابگاه به شهادت رسیدند و 2 نفر دیگر به سمت تلمبه خانه دویدند که آن ها نیز شهید شدند. ما بقی بچه ها، در طبقه فوقانی و یا در داخل تاسیسات به شهادت رسیدند. مواد شیمیایی تمام محوطه را فرا گرفته بود. بدنمان به خارش افتاده بود و احساس کردیم چشم هایمان را از دست داده ایم.هر چه فریاد می زدیم، کسی صدای ما را نمی شنید. با حوله ای که در دست داشتم، جلوی بینی و دهانم را پوشاندم و به سمت پائین پله‌ها راه افتادم. در طبقه همکف، دیدم دوش آب باز است. با همان لباس های تنم زیر دوش رفتم و به زحمت خودم را به محوطه رساندم. دیگر چیزی نفهمیدم. چشم که باز کردم، خودم را روی تخت بیمارستان تهران دیدم. دکتر فروتن یکی از اعضای کادر پزشکی حاضر در اورژانس خرمشهر نیز می گوید: اکثر کارگران تصفیه خانه آب خرمشهر که افرادی بومی بودند بر اثر حمله شیمیایی عراق شهید یا مصدوم شدند کسانی که توانسته بودند مقاومت بیشتری کنند به اورژانس ما که کمتر از شش دقیقه با آنجا فاصله داشت منتقل شدند وقتی در زمان حادثه آنها را در اورژانس دیدیم در اغماء عمیق بودند، تنفس آنها بسیار ضعیف شده بود بعضاً 3-2 تنفس در دقیقه داشتند و ترشحات زیادی از دهان و بینی آنها سرازیر شده بود فشار خون آنها در حال کاهش بود و نگران وقفه کامل تنفسی و قلبی آنها بودیم. به کمک لوله تراشه و آمبوبگ ابتدا تنفس آنان را کنترل کرده و سپس با استفاده از رسپیراتور دستگاه پرتابل مخصوص احیا، اکسیژن با فشار مثبت را به مجروحین وصل کردیم بطور همزمان درمان اختصاصی گاز اعصاب را شروع کردیم خوشبختانه همه آسیب دیدگان در مدت حداکثر 3-2 ساعت به درمان پاسخ دادند و وضعیت پایداری پیدا کردند بطوری که توانستیم آنها را به اهواز برسانیم. 24 ساعت بعد در نقاهتگاه اهواز همگی مجروحان شیمیایی از هوشیاری نسبتا خوبی برخوردار و قادر به صرف غذا و حرکت بودند. کادر پزشکی ما چه در اورژانس های خط مقدم و چه در اهواز در این حمله وحشیانه بسیار خوب عمل کرده و اکثر مجروحین بد حال به خوبی کنترل شدند.

تاریخ بروزرسانی : ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۲۱